ابو القاسم سلطانى
335
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
بطور كلى انواع ذكر شده سورنجان در كتب قديم به شرح زير است : 1 - سورنجان ابيض يا سفيد كه شامل دو گياه Colchicum luteum Backer و Colchicum speciosum Stev است غدههاى ريشه اين گياهان ، بزرگ ، كشيده به رنگ سفيد مايل به زرد است . يونانى ها اين دو گياه را نمىشناختهاند . خواص درمانى آنها را اولين بار بديغورس ، پهلمان و خوزىها پزشكان عهد ساسانى بيان نمودهاند . 2 - سورنجان احمر يا سرخ Colchicum autumnale L . ، ساقه تغيير شكل يافته زيرزمينى ( پياز ) گياه پوشيده از پوستههايى به رنگ زرد قرمز است . تئوفراست آن را Ephemeron و ديوسكوريد آن را Kolkikon ناميده كه به قلخيقن معرب شده است . ديوسكوريد مىنويسد با خوردن آن شخص مبتلا به خناق مىگردد و پزشكان بعدى تا سال 1762 ميلادى كه Stoerck آن را به عنوان داروى اختصاصى نقرس توصيه كرده از آن به عنوان سم ياد كردهاند و در ايران از اواخر دوران قاجاريه در امر درمان وارد شده است . 3 - عكنه Colchicum ritchi R . Br . يا سورنجان دقيق ( نام گياه در شام و اندلس ) . 4 - لعبت بربريه Colchicum variegatum L . شرح هريك از اين دو گياه اخير در مخزن بطور جداگانه آمده است . رجوع شود به كدهاى 1676 و 1679 جلد دوم همين مجموعه . 5 - سورنجان ، سورنجان مصرى ، اصابع هرمس و شنبليد Hermodactylus turerosus L . گياهى است از خانواده Iridiaceae كه در صيدنه ابو ريحان بيرونى ( 2 * ) و مخزن الادويه ضمن شرح سورنجان با نام شنبليد و در جامع مفردات ابن بيطار و اختيارات بديعى ذيل شنبليد و اصابع هرمس خواص درمانى آن آمده است و يونانىها آن را Ermodactyl مىناميدهاند . صاحب مخزن ضمن شرح سورنجان مىنويسد برگ آن شبيه به برگ تره از آن قوىتر و ساقه آن به بلندى يك وجب ، گل زرد و به فارسى شنبليد نامند و شبيه به زنبق كوچك است و ناظم الاطباء مىنويسد : " سورنجان ، هرموداكت ( هرمودات ) ( فرانسوى ) هرموداكتيلوس ( لاتين ) ، ارموداكتيلوس ( يونانى ) ( به معنى انگشت هرمس ) ( 3 * ) بيخى است به شكل پياز و شبيه به پياز كلشيك و از طايفه كلشيكاسه ، سطح خارجى سفيد زردرنگ ، و جوفش سفيد و نشاسته و طعمش مايل به شيرينى و تند و لعابى . . . . الكساندر ( 4 * ) كه در مائه ششم ميلادى بوده اولين كسى است كه مانند عوامل مسهل در دفع نقرس سورنجان ( 5 * ) را استعمال نمود و اكنون در نزد حكماى فرنگ غير مستعمل است " ( ناظم الاطباء : 6 * ) . ابقراط به نقل انصارى صاحب اختيارات بديعى " ترياق درد مفاصل بود خاصه در وقت نزول ماده " همچنين انصارى از مسيح نيز نقل كرده كه " درد مفاصل را سود دارد و ريشهاى كهن را نافع و نقرس را ضماد فايده كند " ايضا از صاحب منهاج نقل كرده كه " در قوت ( خواص درمانى ) مانند سورنجان بود . بوئيدن ( شكوفه يا فقاح سورنجان ) آن صداع ( سردرد ) و بادها كه در دماغ ( مغز ) بود بشكند و سده ( گير ) آن را بگشايد و ( خوردن پياز آن ) باه را زيادت كند خاصه با زنجبيل و زيره و فودنج " ( 7 * ) .